مرتضى راوندى
73
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
در يكى از اين طلسمها كه برستد « 129 » به شرح آن پرداخته است اين عبارت خوانده مىشود : اى قلب من عليه من گواهى مده « 130 » . . . آرياييان مانند پيروان همهء اديان معتقد به ادعيه و فديه بودهاند ولى در اين كار اعمال روحى مخصوصى نشان مىدادند . ابراز ذلت و فروتنى را در برابر الهه روا نمىدانستند . آريايى مستمندانه استمداد و طلب يارى نمىكرد بلكه خود در حدود معين به خدايان خويش مساعدت مىنمود . آريايى تصور ميكرد كه در كشمكش خدايان نيك و ارواح منور و قواى سودمند با اهريمنان ، و قواى بد ، انسان نيز بايد شركت و معاضدت كند . در نظر او سرودها ، سپاسگزاريها و مدايح انسان سبب تهييج و تشجيع خدايان مىشود . « 131 » دارمستتر مىنويسد : . . . دعاى بشر معمولا مطابق با طبيعت است . انسان دعاى نزول باران را در موقع خشكى مىخواند و معمولا مستجاب مىشود زيرا كه بعد از خشكى حتما بايد باران بيايد . انسان در موقع تاريكى خواهش روشنايى مىكند و مسلما بعد از تاريكى بايد روشنايى باشد ؛ بعبارت ديگر انسان احتياجات سادهء خود را نسبت به هر چيزى به هنگام فقدان آن چيز در ضمن دعا مىخواهد ؛ در صورتى كه مطابق مقررات خود طبيعت همان مقصود بايد قهرا موجود شود . بنابراين ، انسان مىبيند دعاى او مقرون به اجابت مىگردد و از اين قضيه چنين نتيجه مىگيرد كه در خود دعا اثر اجراى آن موجود است . نبايد فراموش كرد كه در آن زمان ، احتياجات آرياييان بسيار ساده بوده است و آنان در ضمن ادعيه چيزى ما فوق عادت نمىخواستند بلكه همان نيازمنديهاى معمول درخواست مىشد . خواستن اولاد و اعقاب متعدد و سالم ، تكثير گاو و گوسفند ، سلامت و طول عمر ، غلبه بر دشمنان در جنگ ؛ همهء اين آرزوهاى ساده كه موضوع دعاهاى آرياييان بود ، چيزهايى است كه بدون هيچ نوع دعايى هم قهرا نصيب آنان مىشد ، زيرا كه زندگى ساده و سالم و تفوق عددى طايفهء آنان ، موجب حصول اين مقاصد مىگرديد ؛ ولى چون اشخاص بىعلم و ساده در هرچيزى علل خارق عادت را بر علل طبيعى ترجيح مىدهند ، همين حصول مقصود عقيدهء آرياييان را دربارهء اثر منتر راسختر مىكرد . . . دربارهء منترها عبارتى در هندوستان شايع است ، اينچنين : همهء جهان مطيع خدايان است ، خدايان مطيع منترها هستند . منترها مطيع برهمنانند ،
--> ( 129 ) . Braeasted ( 130 ) . سير تاريخ ، پيشين ، ص 147 - 48 . ( 131 ) . محمد معين ، مزديسنا و ادب پارسى ، ص 49 .